عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

 

بالاخره شاه پسر ما ۴٠ روزش شد و از قدیم عقیده بر این بوده که ۴٠ روزگی نوزاد مرحله عبور نوزادی به کودکی حساب می شد و جالب اینه که این مرحله گذر رادین برای ما کاملا مشهود و ملموس بود چون از ٣ شب پیش رادین اصوات خاصی از خودش صاتع می کنه که حسابی دل مارو می بره در ضمن ٢ روز هم هست که علاقه وصف ناپذیری به آغوش پیدا کرده و به اصطلاح کمی بغلی شده و جالبتر اینجاست که آق از الان بغل خانوم ها رو بیشتر می پسندهچشمکخجالتنیشخندو وقتی هم بغل کسی میره آنچنان به در و دیوار خیره میشه و تابلو ها و ساعت و ... رو نگاه می کنه که انگار ناظر سازمان ملل جهت بررسی از مراکز انرژی اتمی ایران اومده زباندر ضمن به صدا ها نیز کاملا واکنش نشون می ده . خلاصه تغییرات محسوس چلگی رادین حسابی ما رو خوشحال و غافلگیر کرده . در ضمن شب پیش هم مامان نسرین و عموهاش ار تهران اومدن کرج واسه دیدنش و کلی باهاش بازی کردن و شب خیلی خوبی بود شام هم همه خونه مامان فری دور هم بودیم.بالاخره یه موش موشی همه رو گذاشته سر کار و به قول قدیمی ها جایی که بچه باشه اونجا از غیبت خبری نیست و همه با هم شاد و مسرورند. انشا الله همیشه همه شاد و مسرور باشیم ./

چاکر دربست رادین خان

بابا امیر 

چاکر دربست رادین خان .



موضوع مطلب :

۱۳۸٧/۱٠/۱٦ :: ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ

 

روز چهارشنبه هفته گذشته یعنی 4 دی ماه 1387 رادین یک ماهه شد. من و امیر تصمیم گرفته بودیم که اون شب  یک جشن سه نفره بگیریم. کیک خریدیم و آماده شدیم که آقا رادین از خواب بیدار بشن و با هم جشن بگیریم. آقا رادین هم که اصلاً تصمیم به بیدار شدن نداشت، خلاصه تا ساعت 11 شب من و امیر حاضر و آماده نشسته بودیم که آقا از خواب بیدار شن و فقط چند تا عکس ناقابل برای یادگاری با ما بگیرن، وقتی هم که ساعت 11 شب از خواب بیدار شدن آنقدر بد اخلاق و عصبانی بودن که یک کمی گریه کردن بعد جاشون رو عوض کردیم و بعد هم شیر خوردن و دوباره خوابیدن و من و بابا امیرش رو هم حسابی سر کار گذاشتن و ما هم برای خالی نبودن عریضه چند تا عکس از کیکی که تهیه کرده بودیم گرفتیم.

 

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸٧/۱٠/۸ :: ٢:٥٤ ‎ق.ظ