عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

  

اولین باری بود که دریا رو می دید 

 

 

این هم جای پاش روی شن های لب دریا

 

یک منظره بسیار زیبا در جاده 3000

 

در هوای خوب استراحت می فرمایند

 

 

این اولین باری بود که رادین دریا رو می دید و خیلی براش تعجب آور بود و فکر کنم که تصور این همه آب یکجا براش غیر ممکن بود هر وقت که لب دریا می بردیمش چشم از  دریا بر نمی داشت و البته یک کم هم توی نگاهش ترس احساس می شد و وقتی که پاشو توی آب زدیم بی قراری کرد و خیلی خوشش نیومد.

6 و 7 و 8 خرداد بود که با همکارای بابا امیرش رفتیم تنکابن سفر خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت. البته اولین مسافرت نبود قبل از این در ایام عید به کلاردشت و اواخر فروردین هم به زنجان سفر کرده بود و در سفرهای قبلی خیلی متفاوت بود و این بار مشخص بود که خیلی چیزها رو بیشتر می فهمه و با دیدن محیط جدید کاملاً واکنش نشون می داد و نیم ساعتی به اطراف خیره می شد تا براش عادی بشه. در مدت سفر هم که طبق معمول توی بغل دیگران می چرخید و از این بابت خیلی خوشحال بود البته یکی دوباری هم غریبی کرد و با گریه به آغوش من یا امیر بازگشت.

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/۳/۱۱ :: ۸:۱٤ ‎ق.ظ

این آقا خرگوشه ما دومین دندونش هم به فاصله یک هفته از اون یکی در اومد و حالا دیگه دو تا دندون تیز و برنده داره و مثل قبل دیگه نمی شه چیزهایی رو دستش داد که با دندون کنده می شن و اگر قابل کندن باشه بلا فاصله یک تکه با دندونای تیزش می کنه و توی دهندش هی این ورو اون ور می کنه.

تازگی ها هم مفهوم خوردن دیگران رو فهمیده و ظروف غذا و قاشق و چنگال رو شناخته و وقتی که کسی روبروش چیزی می خوره آنقدر مسیر دست تا دهان رو تعقیب می کنه و آب دهانش سرازیر می شه که طرف از خوردن پشیمون می شه و دست از خوردن بر می داره.

رادین باز هم طبق معمول که برای همه چیز کادو می گیره برای دندون درآوردنش هم توی این هفته کلی لباس و اسباب بازی صاحب شد. بابا عباس هم که منتظر یک بهونه است تا سریع براش توی حسابش پول بذاره و اعتقاد داره که با پولائی که براش می ذاره توی بانک وقتی بزرگ شد می تونه یک ماشین بخره که من فکر می کنم دیگه تا اون موقع ماشین که چه عرض کنم خونه هم می تونه بخره.

خوش به حال آقا رادین

 

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/۳/٢ :: ۳:٠٤ ‎ب.ظ