عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

باز هم مامان مینای تنبل با تاخیر می یاد تا برای رادین عزیزش بنویسه !

اول بگم که رادین توی این مدت یک بار با جمعی از خانم های فامیل یک مسافرت رفت که این بار با دفعات پیش براش خیلی فرق می کرد، این بار عزیمت به کیش بود اولاً که خانمهای مورد علاقه اش همه حضور داشتند، مامان فری و مامان نسرین، مادربزرگ هاش، عادل و آزیتا که رادین خیلی دوستشون داره، و جمعی از خاله ها و دخترخاله ها و از همه مهمتر خودم که برای این سفر و برای بودن با رادین و بردن رادین به دریا روزشماری می کردم.

هوا بسیار خوب بود و خدا رو شکر به رادین هم خیلی خوش گذشت، بیشتر اوقات رو با رادین عزیزم کنار دریا گذروندیم و آب بازی و شن بازی کردیم آنقدر بازی می کرد که موقع برگشتن به هتل نا نداشت حتی یک قدم راه بره و اکثر اوقات با گریه و بدون خوردن نهار می خوابید و عصر برای شیطونی کردن و بازار گردی بیدار می شد.

تجربیات بسیار خوبی که رادین در آستانه دو سالگی توی این مسافرت بدست آورد خیلی براش جالب بود بطوری که با گذشت یک ماه  و اندی از مسافرت هنوز به یاد می یاره و هی می گه مامان یادته !! مامان یادته دریا، آب بازی، شن و . . . مامان هواپیما یادته، هواپیما بزرگ و بعد با دستای کوچولوش حرکت هواپیما رو از زمین به هوا نشون می ده و صدای بلند شدن هواپیما رو هم درمیاره، وقتی سوار هواپیما می شدیم و پیاده می شدیم از شدت هیجان نمی دونست چی باید بگه و منقطع صحبت می کرد. هر وقت ازش سئوال می کنم که وقتی رفتیم کیش کی با ما اومد می گه عادل، آزیتا، مامان فیدی (مامان فری) مامان نسی ( مامان نسرین) و . . .

 

 

 

 



موضوع مطلب :

۱۳۸٩/٩/٦ :: ۳:۱٠ ‎ب.ظ