عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

  

 

 

با عرض معذرت از خوانندگان محترم به خاطر دو ماه تاخیر به علت جابجائی منزل و ایام عید که حسابی سرمون شلوغ بود و از آقا رادین عذرخواهی می کنم که مامان و بابا نتونستن این مدت براش مطلبی توی وبلاگ بنویسن. رادین در آستانه ورود به شش ماهگیه و دو روز دیگه وارد شش ماه می شه و حسابی بزرگ شده و کلی کارا یاد گرفته و دیگه بعضی وقتها آنقدر از ته دل می خنده که انرژی اش رو اتمام میرسه و حسابی خسته می شه یکی از مهارتهائی که تازه یاد گرفته اینه که یک اسباب بازی دستش بگیره و هی از اون دستش بده این دستش و جا به جاش کنه و بعد از چند دقیقه بازرسی کردن به سمت  دهنش ببره و جنسش رو امتحان کنه و حداکثر بعد از پنج دقیقه به زمین پرتش کنه چون خیلی سریع براش تکراری می شه. وقتی هم که بغل کسی میره و به طور ناگهانی نزدیکه به چیزی می شه بی وقفه چنگ می زنه و می خواد بگیره و به سمت دهنش ببره، موقع غذا خوردن هم خودش رو کاملا همراه خانواده می کنه و وقتی ما مشغول غذا خوردن هستیم ایشون خودشون رو به سمت ظرف سالاد یا سبزی که رنگی هستند پرتاب می کنن و دلشون  می خواد همه اش رو چنگ بزنه و بریزه روی زمین خلاصه که ماجراهائی داریم با این آقا رادین. در ضمن رادین الان حدود یک ماهه که ساکن کرج شده و داره کم کم خودش رو آماده می کنه که بمونه پیش مامان فری تا مامانش بره سر کار. اینجا آب و هوا خیلی بهتره و براش خوبه که اینجا و توی این آرامش و دور از هیاهو و شلوغی و ترافیک و دود و دم تهران زندگی کنه.

توی این مدت هم واکسن 4 ماهگی اش رو هم زده و بدون هیچ ناراحتی و تب پشت سر گذاشته و الان هم در آستانه دندان در آوردنه چون لثه هاش حسابی خوارش دارن و اسباب بازی هاشو حسابی به لثه اش می کشه و آب دهانش هم مثل سیل جاریه و من دائماً در حال لباس عوض کردن هستم.

در ضمن الان دو روزه که یاد گرفته دمر بشه و خیلی از این کار خوشش اومده وقتی می ذاریمش روی زمین اگه سر حال باشه هی دمر می شه و به حالت اولش بر می گرده. این بود شیرین کاری های آقا رادین نیشخندقلب

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/٢/۳ :: ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ