عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

  

اولین باری بود که دریا رو می دید 

 

 

این هم جای پاش روی شن های لب دریا

 

یک منظره بسیار زیبا در جاده 3000

 

در هوای خوب استراحت می فرمایند

 

 

این اولین باری بود که رادین دریا رو می دید و خیلی براش تعجب آور بود و فکر کنم که تصور این همه آب یکجا براش غیر ممکن بود هر وقت که لب دریا می بردیمش چشم از  دریا بر نمی داشت و البته یک کم هم توی نگاهش ترس احساس می شد و وقتی که پاشو توی آب زدیم بی قراری کرد و خیلی خوشش نیومد.

6 و 7 و 8 خرداد بود که با همکارای بابا امیرش رفتیم تنکابن سفر خیلی خوبی بود و خیلی خوش گذشت. البته اولین مسافرت نبود قبل از این در ایام عید به کلاردشت و اواخر فروردین هم به زنجان سفر کرده بود و در سفرهای قبلی خیلی متفاوت بود و این بار مشخص بود که خیلی چیزها رو بیشتر می فهمه و با دیدن محیط جدید کاملاً واکنش نشون می داد و نیم ساعتی به اطراف خیره می شد تا براش عادی بشه. در مدت سفر هم که طبق معمول توی بغل دیگران می چرخید و از این بابت خیلی خوشحال بود البته یکی دوباری هم غریبی کرد و با گریه به آغوش من یا امیر بازگشت.

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/۳/۱۱ :: ۸:۱٤ ‎ق.ظ