عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

پنج شنبه اول مرداد ماه (کردان):

 یک تصویر استثنائی از رادین

تنها و خسته  دل شکسته 

 

رادین و پسر پسرخاله مامانش (ماهان) قلب

رادین و بابا امیرش پشت تور والیبال تشویق

 

هشت ماهگی رادین هم به پایان رسید و الان دو روزه که وارد نه ماهگی شده اصلاً باورم نمی شه که این رادین همون رادینه که وقتی تازه به دنیا اومده بود حتی برای گریه کردن هم جون نداشت ولی حالا دیگه هیچ چیزی از دستش در امان نیست وقتی که روی زمین می ذارمش آنقدر غلت می خوره و یا اینکه خودش رو کشون کشون شبه چاردست و پا به این طرف و آن طرف می کشونه که باید از زیر مبل ها بیرون بکشونمش و وقتی هم که توی روروک می ذارمش خودش رو به میز می رسونه و رومیزی رو با تمام قدرت می کشه به سمت خودش و هر چی روی میز باشه با رومیزی میاد رو زمین و خلاصه اگر یک کم حواسمون نباشه در عرض یک ثانیه زندگی رو به هم می ریزه به همین خاطر در نهایت تصمیم می گیرم بقلش کنم بشینم که آقا آروم باشن و یا اینکه باهاش بازی می کنم.

در ضمن آقا علاقه وصف ناپذیری به جارو برقی دارن قبلاً وقتی که هنوز نمی تونست از جاش تکون بخوره من خیلی راحت جارو برقی می کشیدم و ایشون فقط از یک گوشه خونه نظاره گر بودن و هر از گاهی هم از خودش یک صدائی خارج می کرد به نشونه این که من خوشحالم ولی دیروز برای اولین بار وقتی جارو برقی می کشیدم با گریه شدید به من فهموند که من می خوام پیش جاروبرقی بشینم و وقتی که نشوندمش پیش جارو برقی خاموش حدود نیم ساعتی باهاش سرگرم بود و بازی میکرد.

سومین دندون رادین هم در آستانه هشت ماهگی در اومد و باز هم موجب خوشحالی من و بابا امیرش شد.

 

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/٥/٧ :: ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ