عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

باز هم یک تصویر فوق العاده که با تمام وجود داره شکلک های باباش می خنده

 

 

این اولین باری بود که وارد یک استخر می شد، حس خوبی داشت

 

ورودی امارات مال، رادین و دوستان نیجریه ای چشمک

 

بالاخره آقا رادین هم در سن هشت ماه و پانزده روزگی به خارج از کشور سفر کرد و اولین مهر توی گذرنامه اش خورد. من و امیر و رادین به همراه عمو مجید و خاله الهام و عمو عباس و خاله هدیه و یزدان جون که با رادین خیلی دوسته و دو ماه بعد از رادین به دنیا اومده در تاریخ هجدهم مرداد ماه وارد دبی شدیم.

روزهای خیلی خوبی رو دور هم گذروندیم و هر روز برای گردش و تفریح و خرید به بیرون می رفتیم و بر خلاف آنچه تصور می کردیم نه رادین ما رو اذیت کرد و نه گرما.

راین توی این چند روز خیلی پسر خوبی بود و هیچ کاری با کار ما نداشت و هر وقت که خسته می شد توی کالسکه خودش راحت می خوابید. حتی شبی هم که ما به کاباره تهران رفته بودیم و صدای موزیک خیلی بلند بود در اوج شلوغی و سر صدا دو ساعتی رو در کالاسکه خودش خابید و بعد از بیدار شدنش هم پرسنل کاباره تهران که چند تائی شون فیلیپینی بودن رادین رو از ما گرفتن و کلی باهاش بازی کردن و این پسر کوچولوی ما نظر همه رو اونجا به خودش جلب کرده بود.

سفر خیلی خوبی بود از اینکه در کنار امیر و رادین بودم احساس خیلی قشنگی داشتم.

 

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/٥/٢٦ :: ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ