عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

باورم نمی شه که رادین 9 ماهه پا به این دنیا گذاشته مثل برق و باد می گذره و من هنوز فکر می کنم که یک نوزاد کوچولو دارم. ولی واقعیت اینه که رادین داره بزرگ می شه و مثل یک آدم کاملاً بزرگ به رفتارها و صداها واکنش نشون می ده و حرکاتش خیلی جالب شده، و با نگاهش و اصوات بی مفهومی که از خودش در میاره کاملاً با من حرف می زنه، بیشتر از اینکه بزرگ شدن رادین و گذر زمان رو باور نمی کنم مادر شدنم رو باور نمی کنم و هر چه که بیشتر می گذره احساسم به رادین صدچندان می شه و وابستگیم بیشتر و بیشتر می شه و فکر می کنم که زندگی بدون رادین دیگه برام مفهومی نداره. هر روز صبح که می خوام بیام سرکار و رادین رو خونه مامانم می برم می بینم که موقع جدا شدن ناراحته و با اون نگاه مهربون و قشنگش بهم می گه که منو تنها نزار و با حالت خواب آلودگی دست و پا می زنه و نمی خواد از بغل من بیرون بره اون لحظات برام بدترین لحظاته و انگار قلبم داره چنگ می خـــوره زمان خیــلی به کنــدی می گذره و نفس کشیدن برام سخت می شه نمی فهمم که چطور پله ها رو تا پائین طی می کنم و تا زمانی که به سر کار می رسم سرم منگه و به حال خودم نیستم.

ولی باز هم خدا رو شکر می کنم که رادین مادر بزرگ خوبی داره و جای راحتی داره و من مجبور نیستم برای سر کار اومدن رادین رو به مهد کودک بزارم.

 

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/٦/۱ :: ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ