عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

مثل آقا ها نشستیم اینجا تا کار مامانیمون تموم بشه لبخند

خمیازه می کشیم  خمیازه

کلاغ پر می کنیم  لبخند

 در این محل که جاده چالوس نام دارد ما به عنوان یک مرد 6 تا خانوم محترم رو که دوستای مامانمون بودن و برای صرف نهار به رستوران رفته بودند همراهی کردیم زبان

اینجا هم در همون محله و ما برای اولین بار داریم جوجه کباب می خوریم تا برای غذا خوردن خانمها مزاحمت ایجاد نکنیم نیشخند

 

ما داریم پیانو می زنیم فقط یک کم صداش ناهنجاره  تشویق

  اینجا هم منزل دائی جانه مثل پادشاها نشسیتم

تازه جاز هم می زنیم هورا

 

تازگی ها دیگه من و امیر از وقتی می رسیم خونه با کارهای رادین سرگرمیم و حسابی می خندیم تا آخر شب که قش می کنه و از خستگی می خوابه. مثلاً دیشب آنقدر بازی کرده بود که حسابی خسته شده بود و خوابش می اومد ولی شیطنت اجازه نمی داد که بخوابه و حتی از قیافه اش هم نمی شد فهمید که خوابش می یاد فقط اومده بود پیش من و من رو گاز می گرفت آنقدر نقاط مختلف صورتم رو گاز گرفته بود که احساس می کردم به تمام صورتم سوزن زدن و می سوخت ولی نمی دونستم چشه فقط هی دور من می چرخید و پشت سر هم گاز می گرفت. من و امیر هم از این خل و چل بازیهاش فقط می خندیدیم.خلاصه حدس زدم که خوابش می یاد و وقتی بهش شیر دادم فقط 30 ثانیه طول کشید تا خوابش ببره و قش کرد. من و امیر هم کی تا کی بالاسرش نشسته بودیم و نگاش می کردیم و قربون صدقه اش می رفتیم.

هر چیز جدیدی که بهش می دم کلی باهاش سر گرمه و زمانی که من پامو می ذارم توی آشپزخانه به سرعت برق و باد با اون دستا و پاهای کوچولوش پشت سر من چهار دست و پا می یاد. عاشق وسایل آشپز خانه است و کمین می کنه ببینه من توی کدوم کابینت کار دارم و فقط کافیه که 2 ثانیه در یک کابینت یا کشو باز بمونه دیگه باید وسایل اون کابینت رو از اطراف آشپزخونه جمع کنم و همه رو با شدت فراون پرت می کنه به این طرف و اون طرف و ذوق می کنه. خدا نکنه که دستش برسه به کفگیر و ملاقه آنقدر از کوبوندن اونا به هم راضی و خوشحال می شه که بیا و ببین. یکی دیگه از تفریحاتش هم اینه که یک قاشق و یک کاسه بهش بدم و قاشق رو هی می زنه توی کاسه و به زور و زحمت می ذاره دهنش یعنی من دارم غذا می خورم. و یا اینکه می ره جلوی گاز و توی شیشه درب گاز خودش رو می بینه و با خودش دالی موشه بازی می کنه.

خلاصه که رادین خیلی شیرین و با مزه شده ولی آقا هنوز راه نمی رن و هر کاریش که می کنیم فقط دو قدم می ره و فوراً می شینه.

مامان مینا



موضوع مطلب :

۱۳۸۸/۸/٢٥ :: ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ