عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

 این هم آقا رادین و عشقش آتیییییییییییسسسسس (به زبون خودش) تو حیاط خونه دائی علیرضا

 

 این هم ژست عینک زدنش البته چون باباش عینک می زنه اونم می زنه که عقب نمونه حتی ساعت 10 شب در منزل

 

  پارک مجتمع تجاری پارسیان در کرج

 خودشو این شکلی کرده یعنی به من چیزی نگین دارم خرابکاری می کنم

رادینم به شیر نخوردن کم کم دیگه عادت کرده، هر از گاهی بهونه اش رو می گیره ولی بی قراری و اذیت نمی کنه، و با گذاشتن سرش روی شونه هام و یا چسبوندن صورتش به صورتم خودش رو آروم می کنه، البته هنوز هم موقع خوابیدن و شیشه خوردن دستش روی صورتم میزاره و تقریباً بیشتر تایم شب رو پیشش می خوابم.

جدیداً هم به خودش می گه نانی یعنی رادین هر جای خونه که لباساشو کفشاشو و یا اسباب بازی هاشو می بینه زوق میکنه و شادی می گه نانی و به سینه خودش می کوبه یعنی مال منه، رنگها رو تقریباً یادگرفته و صدای همه حیوونها رو در می یاره و البته از صدای آقا الاغه بیشتر از همه خوشش می یاد و تا بهش می گی الاغه چی می گه سریع میره و کتابش رو می یاره و عکس الاغ رو باز می کهنه و اون صدای قشنگش می گه عَ عَ، اعداد رو هم با انگشتاش می شماره وبا هر یک شماره یکی از انگشتاشو می چسبونه به کف دستش و یک آوائی نا مفهوم از خودش در می یاره و فقط اعداد 2 و 5 و 9 و 10 رو درست بیان می کنه .



موضوع مطلب :

۱۳۸٩/٤/٢٦ :: ٩:۱٩ ‎ق.ظ