عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

شیطنت های  آقا رادین اولین بار در باشگاه بانک مرکزی به دعوت بابا حاجی (بابای امیر)

این هم جمعه شب 8/5/89 تولد دائی علیرضا که حسابی آتیش سوزوندو شیطونی کرد و ماست خورد.

این هم آراد پسر عمو آرش که خیلی رادین رو دوست داره و از اول تا آخر باهم کشتی گرفتن لبخند

رادینم بیست ماهه شد و روز به روز شیطون تر و بانمک تر و شیرین تر، احساستش رو بروز می ده و هر از گاهی می یاد دست می اندازه گردنم و منو می بوسه و من رو سرمست از عشق می کنه، دیگه سعی می کنه که به من و امیر مامان و بابا نگه و اسممون رو صدا کنه، هنوز هم افراد مورد علاقه اش آرمان دائی کوچیکش و عبدی عموی کوچیکش هستن و هر چه خورده فرمایش داره مال این دو نفره، وای به حال روزی که یک چیزی و رو بخواد و بهش ندیم فوراً آدم فروشی می کنه و به اولین کسی که می رسه شکایت می کنه و به مورد شکایت اشاره می کنه و می گه " اینووووووووووووووو" یعنی من اینو می خوام یا اینو دعوا کن، خلاصه اون موقع است که من به سمتش حجوم می برم و غرق در بوسه اش می کنم، هنوز هم با سرکار اومدن من مشکل داره و هر روز صبح با کلی ادا و اصول و شکلت و دنبال بازی می بریمش پیش مامان فری، هر از گاهی بدون این که کسی بهش چیزی بگه یاد سروین می کنه انگار که دلش تنگ می شه هیچ فکر نمی کردم که بعد از چند ماه که از رفتن سروین می گذره اینقدر رادین بهش ابراز احساسات بکنه  هر دختر بچه ای رو که می بینه نا خودآگاه دستش می ره بقل گوشش و میگه "هییییهه"" (از اول هم سروین رو اینطوری صدا می کرد)، خیلی خوشکل می رقصه و هنوز هم به آب بازی علاقه خیلی خیلی زیادی داره.



موضوع مطلب :

۱۳۸٩/٥/٩ :: ٢:٠٧ ‎ب.ظ