عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

چند تا عکس از رادین می زارم که خودم خیلی دوستشون دارم، چون واقعاً نمی دونم در آینده چه بلایی سر ل های کامپیوتری و بک آپ های اونا می یاد سعی می کنم گلچینی از عکس هاش رو توی اینترنت هم فایبراش بزارم و در ضمن اینکه بعضی از عکس ها یک سابقه ای دارن که به نظرم به غیر از وبلاگ هیچ جای دیگه نمی شه ثبتشون کرد.

 

 

 

 این چهارتا عکس که به نظر من جز شاهکارهای روزگار، دائی علیرضا توی یک روز که دو تائی با هم به کردان رفته بودند از رادین گرفته، آخه این آقا رادین ما سر جحازی همه هست هر کی هر جائی می خواد بره که قراره بهش خوش بگذره آقا رادین هم راهی می شه، رابطه اش هم با دائی علیرضا خیلی خوبه و وقتی باهاش بیرون میره احساس بزرگ بودن و مرد بودن بهش دست می ده :)

 این عکس رو توی یک شب به یاد ماندنی انداخیتم؛ با همه اهل فامیل به یک مسافرت چند روزه رفته بودیم و یک شب برای گردش به یکی از مکان های شهر چالوس رفتیم و یک عکس دسته جمعی انداختیم البته توی این عکس من و امیر هم هستیم ولی چون اینجا به آقا رادین اختصاص داره خودمون رو حذف کردم. اینجا آقا رادین ژستی گرفته بود که خدا می دونه و چون توی اون دوره فیلم قهوه تلخ رو می دیدیم، خودش رو در لباس مستشار دیده بود و هی به همه می گفت ببینین من مستشار شدم، نا گفته نماند که بابا امیرش رو هم به بلد الملک تشبیه کرده بود.

 

 

  

 

 

 

این چند تا عکس باقیمانده هم باید بگم که در آخرین سفری که به شمال داشتیم انداخته شده، البته این مسافرت از اون دسته سفرهایی بود که خیلی خوش گذشت، با خانواده بابا امیر رفته بودیم و از همه بیشتر به رادین خوش گذشت، و تا دلش خواست شن بازی و آب بازی کرد.



موضوع مطلب :

۱۳٩٠/۸/۱ :: ۱:٠۳ ‎ب.ظ