عنوان وبلاگ
توضیحات وبلاگ

پسرکم امروز سه ساله شد. 

به خاطر اینکه از امروز ماه محرم شروع می شه دیشب براش تولد گرفته بودم، فقط خانواده من و خانواده بابا امیر بودن هر چند که کم بودیم ولی شب خوبی بود،رادین از سر شب یک کمی بد عنق بود البته اکثر وقتهایی که مهمون داریم و من و امیر نمی تونیم براش وقت بزاریم و باهاش بازی کنیم این حال رو داره، یعنی کلاً می گه وقتی خونه هستین فقط با من بازی کنین ولی خوب متاسفانه این درخواست پسرم اکثر مواقع عملی نیست، خلاصه روز تولدش هم به خاطر داشتن کار زیاد و امدن مهمون ها من و امیر نتونستیم مثل بقیه مواقع براش وقت بزاریم ایشون هم کلی عصبانی و ناراحت بود و حتی حاضر نبود لباسشو عوض کنه و تا زمانی که همه اومدن با لباس  توی خونه بود و بالاخره توسط مهمانان عزیر تعویض لباس انجام شد. ولی این بد اخلاقی ها فقط تا زمان باز کردن کادوها ادامه پیدا کرد و زمانی که کادوهاش باز شدن بسیار خوشحال و خوش اخلاق شد و شروع کرد به بازی کردن.

توی کادوهائی که برای رادین اومده بود یک کادوی بسیار جالب بود و اون رو هم دائی علیرضا براش آورده بود یک قفس و دو عدد طوطی بسیار خوشگل. یکی از طوطی ها برای رادین و یکی هم برای من یعنی مامان رادین، آخه تولد خودم هم بود (: این حرکت خیلی جالب بود تا حالا کسی بهم موجود زنده کادو نداده بود، نمی دونستم خوشحال باشم یا ناراحت، نا گفته نماند اولش یک کمی ناراحت شدم نمی دونستم که می تونم وجود حیوان رو توی خونه تحمل کنم یا نه ولی کم کم بهش عادت کردم خلاصه که الان توی مرحله انتخاب اسم هستیم.

 

 

 

 

ببینین آخه واسه کادوهاش چه ذوقی می کنه

این هم خمیر بازی که مدتها بود که در انتظارش بود

طوطی های خوشکل ما

 

این میز و صندلی هم هدیه مامان فری به رادینه که خیلی خیلی دوستش داره. و پشت میزش در حال کارتن دیدنه.

 



موضوع مطلب :

۱۳٩٠/٩/٥ :: ۳:٠٧ ‎ب.ظ